أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
224
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه خواسته بود رسول صلى اللّه عليه و آله گفت كه : من فتح له باب فى الدّعاء فتحت له ابواب الاجابة ، هر كرا كه در دعا برو بر گشايند درهاى اجابتش گشوده گردد جابر بن عبد الله الانصارى گفت كه : رسول صلى اللّه عليه و آله گفت كه : بندهء باشد كه خداى را تعالى مىخواند و خداى ويرا دوست دارد و جبرئيل را گويد : اى جبرئيل حاجت او روا كن و لكن به دو مده تا فلان وقت كه من خواهم تا آواز او بر درگاه من مىباشد ، و بندهء باشد كه از خداى حاجت خواهد خداى تعالى جبرئيل را گويد كه حاجت او روا كن و زود به دو ده تا برود و نيز مرا نخواند كه من آواز او دوست ندارم پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : هيچ دعا نيست الّا كه ميان او و ميان آسمان حجابى است چون بنده دعا كند و در مقدّمهء دعا بر من صلوات نفرستاده باشد دعا تا بحجاب برود باز گردد و چون در مقدمهء دعا بر من صلوات داده باشد آن صلوات مىرود و حجابها مىدرد و آسمانها مىبرد و دعا بر اثر آن مىرود تا به زير عرش آنگه توقيع اجابت پديد آيد و امير المؤمنين عليه السّلام گفت : هيچ دعا مكنيد تا در اوّل آن نگوئيد كه : اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد و افعل بي كذا و كذا ؛ و او همچنين كردى گفتند : چرا يا امير المؤمنين ؟ - گفت : از براى آنكه دعا كه با صلوات است لا بدّ باجابت مقرون بود و خداى تعالى شرم دارد و شرم او كرم او بود كه بنده ازو دو حاجت خواهد يكى اجابت كند و يكى نكند « 1 » . ابراهيم ادهم را گفتند كه : چگونه است كه ما دعا مىكنيم اجابت نمىآيد ؟ - گفت : براى آنكه خداى را بشناختيد و طاعتش نمىداريد ، و پيغمبر را بدانستيد و ويرا متابعت نمىكنيد ، و قرآن را بشناختيد و بدان كار نمىكنيد ، نعمت خداى مىخوريد و خداى را شكر نمىگوئيد ، بهشت را مىدانيد و طلب نمىداريد ، و دوزخ را مىشناسيد و ازو نمىترسيد و شيطان را مىشناسيد و مخالفت او نمىكنيد ، و مرگ را مىشناسيد ، و كار او نمىسازيد و مردگان را مىبينيد و اعتبار نمىگيريد ، و عيب خود رها
--> ( 1 ) - بايد دانست كه آداب دعا و شروط اجابت آن و مواردى كه در سرعت اجابت مؤثرند بسيار است و بايد براى تحصيل آنها و احاطه به آنها بكتب مربوطه به اين امر مراجعه كرد و بديهى است كه در امثال اين موارد باختصار اكتفا مىشود با وجود اين در اينجا ببرخى از مهمات آنها اشاره شده است و رعايت صلاح حال داعى كه در اخبار ائمه عليهم السلام به آن اشاره شده در بعضى كتب كلامى نيز ( مانند سرمايهء ايمان محقق لاهيجى ) به آن تصريح شده است .